درباره وب

وبلاگ مرند کوه: محمد علی سلیمانپور هستم  دبیر باز نشسته نویسنده کوه های مرند و حومه موسس گروه کوهنوردی آراز .و  هدف از این همه  تلاش با لابردن سطح علمی نوین کوهنوردی برای همنوردان عزیزم در زادگاهم میباشد.علاقه مندان  در صورت تماس با حقیر می توانند با شماره تلفن 09379335841 ارتباط بر قرار نمایند
لینک دوستان
جستجوی وب
موضوعات وب
واژه های کوه نوردی:

 
1horn - aiguilleقله سنگی10Glacierیخچال
2Ridgeگرده سنگی11crevassesشکافهای عمیق یخچالی
3areteخط الراس سنگی12Lateral Moraineسنگهاى يخچالى جانبی
4Corniceنقاب13Snoutپوزه یخچال - انتها
5Glacier Basinتوده یخچالی14Moraine Lakeآبگیر یخچالی
6Seracsبرج یخی15Terminal Moraineگلوگاه مورن
7Fallen Seracsبرج یخی فرو ریخنه16Glacier Runoffجريان آب یخچالی
8Erratic Blocksتکه سنگهای بزرگ پرت17Rock Bandباریکه یا نوار سنگی
9Icefallابشار يخى ،توده يخ غلتان18Shoulderنقاب - بهمن نشکسته
- شانه راه
   19Colگردنه
      
مورن * Moraine : يخ اورد،(ز.ش ).سنگ وخاکى که در اثر توده يخ غلتان جابجا وانباشته شود،يخ سفت ،يخ رفت
      
20Couloirدهلیز30Towers - Gendarmesبرج / مناره های سنگی
21Hanging Glacierیخچال آویزان31Avalanche Chuteدالان و مسیر بهمن
22bergschrundشکاف یخچالی بالای یخچال32Avalanche debrisبقایای بهمن
23Buttressشکاف - دالان - دهلیز33Snowfieldپهنه های دائمی برف
24Cirque - Bowlچال - میدان -
محیط وسیع یخچالی
   
25Headwallاول دیواره   
26Flutingsشیارهای یخی   
27Ice Wallدیواره یخی   
28Summitقله   
29Ice Areteخط الراس mix   

 آشنایی با عوارض و اصطلاحات كوهستان:

 تپه : ارتفاعاتي كه كمتر از 600 متر ارتفاع دارند.

تپه ماهور hilly area : زمین پر پستی و بلندی

 کوه (Mountain) :

 زمینی که نسبت به پیرامون خود به طور مشخصی بر جسته تر بوده و دارای دامنه های شیب داری باشد . ارتفاع دقیقی برای آن تعریف نشده است ولی معمولا زمین هایی که حدود 600 متر از اطراف خود بلند تر باشند را کوه می نامند. در جای دیگر در تعریف کوه آمده است :
كوه : توده اي مرتفع از يك سرزمين كه در منطقه أي توسط دشتها يا دره ها احاطه گردد وارتفاعش بيش از 600 متر باشد.

کوه ها به سه شکل به وجود می آیند :

·                بر اثر چین خوردگی سطح زمین .

·                بر اثر فرسایش.

·                بر اثر فعالیت های آتشفشانی.

 دامنه : زمین شیبدار؛ بخشی از بدنه کوه.

 شيب slope :

هر سطحي كه با افق زاويه ايجاد كند شيب نام دارد.

انواع شيب و روش عبور از آنها

·                5 الي 25 درجه شيب خفته : صعود از اينگونه شيب ها مستقيم مي باشد.

·                25الي 75 درجه شيب تند: با صعود زيگزاك از تندي آن مي كاهيم. هر چه شيب تند تر مي شود زاويه بين دوخط زيگزاگ(يعني نقاطي از مسير زيگزاگ که تغيير جهت مي دهيم.) کمتر و طول مسير زيگزاگ با توجه به پهناي منطقه مانور بلندتر مي شود.

·                75 الي 90 درجه ديواره : عبور از اينگونه شيب ها مستلزم آموختن قوانین سنگنوردي و بكار گيري آنهاست.

·                90 به بالا ، شيب منفي : سخت ترين شيب هاست كه علاوه بر داشتن اطلاعات و مهارت كافي سنگنوردي داشتن عضلاتي قوي و بدني چالاك لازمه صعود آنهاست.

 رخ ، جبهه face :

 سمت پر شیب کوه ( معمولا میان دو یال )

سایه سار : سمتی از کوه یا دره که رو به شمال است ( در نیمکره شمالی ) و به ایی دلیل کمتر آفتاب می گیرد و برف آن دیرتر ذوب می شود.

آفتاب رو: دامنه رو به جنوب(در نیمکره شمالی) که گرمتر از دامنه سایه سار است.

 یال ridge : فصل مشترك دو سينه كش كوه در بالا ترين قسمت را گویند. یالها به خط الراس می رسند و به مهمترین یا مشخص ترین یال کوه ، یال اصلی گویند

يال : محل تلاقی دو جبهه مختلف کوه که حالتی شبیه به پشت گردن اسب یا پشت ماهی ایجاد می کند.ممکن است خاکی ، سنگی یا برف و یخ باشد.

 تیغه ؛ یال لبه قوچیknife-edge(didge):

یال باریک و تیز کوه یا لبه صخره . و نیز یال به معنی کلی .

گرده (Arete - Flank) :

 یالهایی که شیب آن ها زیاد بوده و بیشتر از مناطق سنگی و صخره ای تشکیل شده باشد، گرده نامیده می شود.

کوه شانه ، شانه shoulder :

جلو آمدگی روی یال یا دامنه کوه که حالتی شبیه به شانه یا کتف انسان دارد .

 قله (Summit , Peak TOP):

بلندترین نقطه هر کوه یا خط الراس را قله می نامند. ممکن است در بالای برخی از کوه ها دو یا چند قله ي هم ارتفاع وجود داشته باشد . کوه هایی که در راس آنها دو یا چند قله نا هم ارتفاع وجود دارد؛ قله بلندتر را قله ي اصلی و قله های کوتاه را قله (ها) ي فرعی می نامند.

 خط الراس (Divide):

 واژه فارسی معادل آن پخشان است و به خط اصلی و بلند ترین یال بین دو قله که محل تقسیم آب باران باشد گفته می شود . خط الراس اصلی محل تقسیم دو حوزه ي آب ریز جداگانه است ، در حالی که خط الراس فرعی با این که محل تقسیم آب است ، اما آب های سرازیر شده از هر دو قسمت آن به یک حوضه ي آب ریز ریخته می شوند. در جای دیگر در تعریف خط الراس آمده است:

خط الرأس : فصل مشترك دو دامنه وقتي يكديگر را در بالا قطع مي كنند و محل تقسيم آب باران است.

 گردنه (Pass) :

 پایین ترین نقطه تماس بین خط الراس های دو کوه یا کوتاهترين نقطه بين دو قله متوالي را گردنه می نامند . در دو طرف گردنه معمولا دو دره از طرفین کوه سرازیر می شوند ، در نتیجه گردنه شکلی شبیه به زین اسب دارد.

 زنجیره کوه chain:

مجموعه ای کوه که معمولا روی یک خط الراس قرار دارد و بخشی از یک خط الراس سراسری و بزرگتر است . مانند زنجیره یا مجموعه کوههای تخت سلیمان در رشته کوه البرز.

 رشته کوه range:

یالی طولانی شامل قله های بلند متعدد که ممکن است گردنه هایی عمیق آنها را از یکدیگر جدا کند . واژه range برای رشته های بزرگ و واژه chain برای یک مجموعه کوچک تر.

  خط القعر یا دره  Valley Line:

 فصل مشترك دو سينه كش كوه در پايين یا ژرف ترین نقاط بستر یک رودخانه را دره يا خط القعر مي ناميم. دره معمولا بر اثر جریان آب ( دائمی یا موقت ) بوجود می آید به همین علت در آنها رودخانه های دائمی یا فصلی در جریان است. دره های جوان معمولا تنگ و دارای کناره های پر شیب (مقطع v شکل) هستند اما دره های پیر پهن و دارای کناره های کم شیب هستند.

 تنگ ، دربندgorge :

 دره باریک و عمیق با دیواره های پر شیب.

 گلو گاه : تنگ ترین مقطع دره

 تختی plan: بخش صاف در کف دره های عمیق کوهستانی

 پیش راه یا پیش راهپیمایی :

 راهپیمایی اولیه برای نزدیک شدن به هدف؛ راهپیمایی برای رسیدن به جایی که صعود جدی (معمولا با طناب) آغاز می شود.

 کوه گرد  fell walker:

 کسی که به پیاده روی در دامنه های کم ارتفاع می پردازد.

 کوهپیماییmountaineering:

پیمایش کوهها بصورتهای گوناگون ، از راهپیمایی تا سنگنوردی و یخنوردی و صعود قله های بلند . در هر صورت کوهنوردی برای آن دسته از فعالیت های کوهپیمایی بکار می رود که تا حدودی مستلزم کاربرد فن و مهارت است .

 کوهنوردی alpinisme :

در زبان فرانسوی به معنای" کوه روی" یا کوهنوردی به معنای اعم ، و در انگلیسی بیشتر به معنای کوهنوردی در ارتفاعات بالا- توام با کار یخ و برف- است. کوهنوردی جدی.

 فرودabseil :

پایین آمدن از شیب های تند با طناب.

صعود ascent:

 بالاروی تا قله یک کوه ، بالا رفتن از یک دیواره و مانند آن.

 صعود همزمان alpine fashion :

 حرکت همزمان دو کوهنورد در شیبهای نسبتا ساده (مثلا در برف نوردی)

 صعود پی در پی chain climbing :

 صعود چند قله به دنبال یکدیگر و بدون وقفه (روی یک خط الراس یا جدا از هم ) که در سالهای اخیر مورد توجه بسیار قرار گرفته است .

 روش سبک بار alpine style :

به آن روش آلپی هم گفته اند. صعود به قله های بلند با یک حمله ، یعنی با یک حرکت ممتد از پای کار و بدون برگشت به پایین برای تجدید قوا و وسایل، و بدون کارگذاری طناب یا بارگاه ثابت.

روش محاصره ای  siege style :

روش صعود یک قله یا دیواره با رفت و برگشت های متعدد روی مسیر و کار گذاشتن طناب ثابت و چادر در فواصل مختلف.

 تراورس traverse :

معنای تحت الفظی آن میان بر است اما تراورس یک کوه بدین مفهوم است که قله را از یک سمت صعود کرده و از سمت دیگر فرود آییم . غالبا تراورس یک قله را برجسته ترین اقدام روی یک کوه می دانند که از آن رضایت خاطری عمیق به انجام دهندگان آن دست می دهد. در صورتی که در زمان صعود یک کوه برای عبور از موانع به سمت راست یا چپ تغییر جهت دهیم (عبور عرضی در کوه) آنرا تراورس مسیر صعود گویند. هنگام تراورس میتوان از بغل پا استفاده کرد البته باید توجه داشت این نوع حرکت فشار زیادی به پا خصوص عضلات آورده و برای مدت زیادی نمیتوان از آن استفاده کرد .

 شناسایی reconnaissance :

برنامه کوهنوردی یا منطقه گردی با هدف بررسی امکان صعود یا مسیر یابی.

بارگاه ، چادرگاه camp :

محل اقامت و قرار دادن وسایل در یک برنامه کوهنوردی بزرگ.

 پایگاه base camp :

 نخستین بارگاه که در پایین کوه برقرار می شود و معمولا بزرگترین بارگاه و محل تدارکات رسانی برای بارگاه یا چادر های بالا تر است.

 جانپناه bivouac hut :

پناهگاه کوچک، پناهگاه اضطراری . محلی برای شب مانی و استراحت بدون امکانات آب و وسایل راحتی.

شب زده be knighted :

گروه یا فردی که ضمن صعود یا بازگشت به شب برخورد میکند و مجبور به شب مانی می شوند (در مقابل آن شب مانی با برنامه است )

 شب مانی bivouac :

گذراندن شب در فضای باز کوهستان یا در یک غار برفی یا در یک کیسه شب مانی.

میسر یابی route finding :

 فن پیدا کردن راه صعود در کوه یا روی صخره ها می باشد و از اساسی ترین فنون کوهنوردی بشمار می رود.  

مسیر نما topo:

(مخفف topographic picture) عکس کوه یا صخره که روی آن مسیرها مشخص شده اند.

 پاکوب:

 راهی که در کوه بر اثر تکرار حرکت کوهنوردان درست شده است. کوهها و ارتفاعات ايران دارای مسیر هایی است که عمومأ بر اثر تردد زياد كوهنوردان ایجاد شده و به آنها پاكوب یا مالرو می گویند که عموما داراي  شيب مناسبي نيز هستند كه بهترين مسير براي صعود به قلل مي باشند.

 مسیر سنگی rock climb  :

مسیری بر یک صخره که صعود آن نیاز به طناب و کاربرد مهارتهای ویژه دارد .

 مانع سنگی barre rocheuse:

 صخره یا توده سنگی پرشیب که معمولا ضمن پیش راهپیمایی با آنها برخورد می شود و دستیابی به بخشهای بالایی کوهستان را دشوار می سازد.

 سنگ پیمایی scrambling :

 با دست و پا بالا رفتن . صعود صخره های شکسته و ساده که معمولا نیاز در آن نیاز به استفده از طناب نیست.

شتر سواری :

 روش صعودی که در آن فرد پاهای خود را در دو سوی گرده یا یال بارک گذاشته و با کمک رانهاو دستها به جلو می رود.

سنگ کوتاه (Rock) :

سنگهاي بزرگ و يكپارچه ؛ تخته سنگهايي كه داراي شيب تند بوده و كمتر از يك طول طناب ارتفاع دارند.

 دیواره (Wall ) :

دیواره یا پرتگاه به صخره کاملا عمودی و صاف که دارای سنگ های یک پارچه با شیب زیاد بوده و برای صعود به آن به بیش از یک طول طناب نیاز باشد می گویند.

کلاهک overhang :

 سطح سنگ یا یخی خیلی وسیع با شیب بیش از 90 درجه ( شیب منفی) .

 طاق ، سقف  roof :

 چنانچه کلاهک کاملا با زمین موازی و بصورت 180 درجه باشد کلاهک کامل یا سقف خوانده می شود و حالتی شبیه به سقف یک اطاق پیدا دارد .

طاقچه ledge :

 محل تخت روی دیواره ، جایی که می توان روی آن ایستاد.

 بزرو gangway:

 طاقچه شیبدار در عرض یک سطح سنگی . اگر شیب آن به سمت بیرون باشد یا دیواره بالای آن شیب منفی داشته باشد رد کردن آن بسار دشوار است .بزرو ها رامیتوان با قرار دادن یک دست و یک پا روی آن و خزیدن به بالا صعود کرد.

 گیره hold :

بر جستگی و فرورفتگی های سنگ که با گرفتن آنها یا پا گذاشتن روی آنها از سنگ بالا می روند.

لبه :گیره بلند و باریک

 شکاف :

شکاف ها بسته به اندازه ، دارای نامهای مختلفی هستند. که به ترتیب اندازه : انگشتی، دستی، مشتی، بدنی، تنوره

معبر، دهلیز و تنوره :

 مجرا و بریدگی های روی دیواره ها هستند.

 تنوره chimney:

بریدگی در یک صخره که پهن تر از شکاف و بارکتر از دهلیز است(یک انسان درو آن جا شود)

دهلیز gully:

پاگستری bridging :

 باز کردن پاها و دست ها و فشار دادن آنها به دیواره دو سوی تنوره یا دو سطحی ها برای بالا رفتن.

 منقار سنگی ، برج سنگی ، سوزنی یا شاخک :

سنگی که بصورت برجسته از صخره بیرون زده باشد و با دیواره موازی باشد منقار سنگی نامیده می شود  اگر این سنگ برجسته اندازه بزرگی داشته باشد سوزنی یا شاخک و اگر اندازه آن خیلی بزرگ باشد مثلا حدود 50 متر برج سنگی ( pinnacle)( ستون سنگی که در بخشهای بالایی باریک می شود) نامیده می شود .

 دماغه nose :

 لبه برآمده و کم وبیش عمود سنگ شبیه جرز دیوار . ممکن است فقط چند متر و یا صدها متر ارتفاع داشته باشد (مانند دماغه ال کاپیتان) سنگ-گوه ای که از تنوره بیرون زده و حالتی شبیه به یک لوله توپ پیدا کرده.

 باد پناه  leeward:

سمتی از یال یا کوه که در مقابل وزش باد نیست ( مقابل آن باد گیر windward)

 واریزه scree :

توده سست سنگ و شن در دامنه کوه یا درون دهلیزها ؛ که به آنها شن اسکی هم می گویند. این شیب ها دارای منبع شنی نرم بوده و پا درون آن فرو می رود. معمولا پایین آمدن از این شیب ها ساده است ولی بالا رفتن از آنها بسیار خسته کننده و باید تا حد امکان از صعود در این اجتناب نماييد چرا که با صرف انرژي زياد مسافت کمي را خواهيد پيمود . در اين جور مکان ها بايد جايي را انتخاب کرد تا شخص به عقب ليز نخورد، هنگام پايين آمدن از اين نوع سطوح بايد گام ها سریع و بدون مکث باشد، بصورتی که ابتدا پاشنه وارد شن شود.

 تختگاه plateau: قسمت صاف روی دامنه یا کمرکش کوه

 چاک rift  : دالان با دیواره های موازی و مستقیم.

 سنگ چین ،منار  cairn:

توده سنگ که برای مشخص کردن راه یا قله روی هم چیده شده اند.

گدار: کم عمق ترین جای رود  محل مناسب برای عبور از آب (با کفش و زاویه 45 درجه) استفاده از طناب در صورت جریان تند.

تنداب rapid :

 بخشی از رودخانه که دارای شیب تند و ناگهانی است . رودخانه های زیرزمینی (در غارها) نیز ممکن است دارای تندآب باشد .

 کارگاه ، نقطه حمایت belay point  :

محلی که نفر حمایت کننده از آنجا شخص صعود کننده را حمایت می کند.

 فرود آزاد free abseil :

 فرود از بالای یک کلاهک بصورتی که بدن در فضا معلق می شود.

 آمفی تئاتر amphitheatre :

اصطلاحی که در بریتانیا بکار می رود و به چال کوچکی اطلاق می شود که گرداگرد آن می توان سنگنوردی کرد.

 

آشنایی با عوارض و اصطلاحات سنگنوردي

 روش هاي صعود در سنگ نوردي :




 
 
 
 آشنایی با عوارض و اصطلاحات كوهستان:
 

 تپه : ارتفاعاتي كه كمتر از 600 متر ارتفاع دارند.
تپه ماهور hilly area : زمین پر پستی و بلندی
 کوه (Mountain) :
 زمینی که نسبت به پیرامون خود به طور مشخصی بر جسته تر بوده و دارای دامنه های شیب داری باشد . ارتفاع دقیقی برای آن تعریف نشده است ولی معمولا زمین هایی که حدود 600 متر از اطراف خود بلند تر باشند را کوه می نامند.
کوه ها به سه شکل به وجود می آیند :
·                بر اثر چین خوردگی سطح زمین .
·                بر اثر فرسایش.
·                بر اثر فعالیت های آتشفشانی.
 دامنه : زمین شیبدار؛ بخشی از بدنه کوه.
 شيب slope :
هر سطحي كه با افق زاويه ايجاد كند شيب نام دارد.
انواع شيب و روش عبور از آنها
·                5 الي 25 درجه شيب خفته : صعود از اينگونه شيب ها مستقيم مي باشد.
·                25الي 75 درجه شيب تند: با صعود زيگزاك از تندي آن مي كاهيم. هر چه شيب تند تر مي شود زاويه بين دوخط زيگزاگ(يعني نقاطي از مسير زيگزاگ که تغيير جهت مي دهيم.) کمتر و طول مسير زيگزاگ با توجه به پهناي منطقه مانور بلندتر مي شود.
·                75 الي 90 درجه ديواره : عبور از اينگونه شيب ها مستلزم آموختن قوانین سنگنوردي و بكار گيري آنهاست.
·                90 به بالا ، شيب منفي : سخت ترين شيب هاست كه علاوه بر داشتن اطلاعات و مهارت كافي سنگنوردي داشتن عضلاتي قوي و بدني چالاك لازمه صعود آنهاست.
 رخ ، جبهه face :
 سمت پر شیب کوه ( معمولا میان دو یال )
سایه سار : سمتی از کوه یا دره که رو به شمال است ( در نیمکره شمالی ) و به ایی دلیل کمتر آفتاب می گیرد و برف آن دیرتر ذوب می شود.
آفتاب رو: دامنه رو به جنوب(در نیمکره شمالی) که گرمتر از دامنه سایه سار است.
 یال ridge : فصل مشترك دو سينه كش كوه در بالا ترين قسمت را گویند. یالها به خط الراس می رسند و به مهمترین یا مشخص ترین یال کوه ، یال اصلی گویند
يال : محل تلاقی دو جبهه مختلف کوه که حالتی شبیه به پشت گردن اسب یا پشت ماهی ایجاد می کند.ممکن است خاکی ، سنگی یا برف و یخ باشد.
 تیغه ؛ یال لبه قوچیknife-edge(didge):
یال باریک و تیز کوه یا لبه صخره . و نیز یال به معنی کلی .
گرده (Arete - Flank) :
 یالهایی که شیب آن ها زیاد بوده و بیشتر از مناطق سنگی و صخره ای تشکیل شده باشد، گرده نامیده می شود.
کوه شانه ، شانه shoulder :
جلو آمدگی روی یال یا دامنه کوه که حالتی شبیه به شانه یا کتف انسان دارد .
 قله (Summit , Peak TOP):
بلندترین نقطه هر کوه یا خط الراس را قله می نامند. ممکن است در بالای برخی از کوه ها دو یا چند قله ي هم ارتفاع وجود داشته باشد . کوه هایی که در راس آنها دو یا چند قله نا هم ارتفاع وجود دارد؛ قله بلندتر را قله ي اصلی و قله های کوتاه را قله (ها) ي فرعی می نامند.
 خط الراس (Divide):
 واژه فارسی معادل آن پخشان است و به خط اصلی و بلند ترین یال بین دو قله که محل تقسیم آب باران باشد گفته می شود . خط الراس اصلی محل تقسیم دو حوزه ي آب ریز جداگانه است ، در حالی که خط الراس فرعی با این که محل تقسیم آب است ، اما آب های سرازیر شده از هر دو قسمت آن به یک حوضه ي آب ریز ریخته می شوند. در جای دیگر در تعریف خط الراس آمده است:
خط الرأس : فصل مشترك دو دامنه وقتي يكديگر را در بالا قطع مي كنند و محل تقسيم آب باران است.
 گردنه (Pass) :
 پایین ترین نقطه تماس بین خط الراس های دو کوه یا کوتاهترين نقطه بين دو قله متوالي را گردنه می نامند . در دو طرف گردنه معمولا دو دره از طرفین کوه سرازیر می شوند ، در نتیجه گردنه شکلی شبیه به زین اسب دارد.
 زنجیره کوه chain:
مجموعه ای کوه که معمولا روی یک خط الراس قرار دارد و بخشی از یک خط الراس سراسری و بزرگتر است . مانند زنجیره یا مجموعه کوههای تخت سلیمان در رشته کوه البرز.
 رشته کوه range:
یالی طولانی شامل قله های بلند متعدد که ممکن است گردنه هایی عمیق آنها را از یکدیگر جدا کند . واژه range برای رشته های بزرگ و واژه chain برای یک مجموعه کوچک تر.
  خط القعر یا دره  Valley Line:
 فصل مشترك دو سينه كش كوه در پايين یا ژرف ترین نقاط بستر یک رودخانه را دره يا خط القعر مي ناميم. دره معمولا بر اثر جریان آب ( دائمی یا موقت ) بوجود می آید به همین علت در آنها رودخانه های دائمی یا فصلی در جریان است. دره های جوان معمولا تنگ و دارای کناره های پر شیب (مقطع v شکل) هستند اما دره های پیر پهن و دارای کناره های کم شیب هستند.
 تنگ ، دربندgorge :
 دره باریک و عمیق با دیواره های پر شیب.
 گلو گاه : تنگ ترین مقطع دره
 تختی plan: بخش صاف در کف دره های عمیق کوهستانی
 پیش راه یا پیش راهپیمایی :
 راهپیمایی اولیه برای نزدیک شدن به هدف؛ راهپیمایی برای رسیدن به جایی که صعود جدی (معمولا با طناب) آغاز می شود.
 کوه گرد  fell walker:
 کسی که به پیاده روی در دامنه های کم ارتفاع می پردازد.
 کوهپیماییmountaineering:
پیمایش کوهها بصورتهای گوناگون ، از راهپیمایی تا سنگنوردی و یخنوردی و صعود قله های بلند . در هر صورت کوهنوردی برای آن دسته از فعالیت های کوهپیمایی بکار می رود که تا حدودی مستلزم کاربرد فن و مهارت است .
 کوهنوردی alpinisme :
در زبان فرانسوی به معنای" کوه روی" یا کوهنوردی به معنای اعم ، و در انگلیسی بیشتر به معنای کوهنوردی در ارتفاعات بالا- توام با کار یخ و برف- است. کوهنوردی جدی.
 فرودabseil :
پایین آمدن از شیب های تند با طناب.
صعود ascent:
 بالاروی تا قله یک کوه ، بالا رفتن از یک دیواره و مانند آن.
 صعود همزمان alpine fashion :
 حرکت همزمان دو کوهنورد در شیبهای نسبتا ساده (مثلا در برف نوردی)
 صعود پی در پی chain climbing :
 صعود چند قله به دنبال یکدیگر و بدون وقفه (روی یک خط الراس یا جدا از هم ) که در سالهای اخیر مورد توجه بسیار قرار گرفته است .
 روش سبک بار alpine style :
به آن روش آلپی هم گفته اند. صعود به قله های بلند با یک حمله ، یعنی با یک حرکت ممتد از پای کار و بدون برگشت به پایین برای تجدید قوا و وسایل، و بدون کارگذاری طناب یا بارگاه ثابت.
روش محاصره ای  siege style :
روش صعود یک قله یا دیواره با رفت و برگشت های متعدد روی مسیر و کار گذاشتن طناب ثابت و چادر در فواصل مختلف.
 تراورس traverse :
معنای تحت الفظی آن میان بر است اما تراورس یک کوه بدین مفهوم است که قله را از یک سمت صعود کرده و از سمت دیگر فرود آییم . غالبا تراورس یک قله را برجسته ترین اقدام روی یک کوه می دانند که از آن رضایت خاطری عمیق به انجام دهندگان آن دست می دهد. در صورتی که در زمان صعود یک کوه برای عبور از موانع به سمت راست یا چپ تغییر جهت دهیم (عبور عرضی در کوه) آنرا تراورس مسیر صعود گویند. هنگام تراورس میتوان از بغل پا استفاده کرد البته باید توجه داشت این نوع حرکت فشار زیادی به پا خصوص عضلات آورده و برای مدت زیادی نمیتوان از آن استفاده کرد .
 شناسایی reconnaissance :
برنامه کوهنوردی یا منطقه گردی با هدف بررسی امکان صعود یا مسیر یابی.
بارگاه ، چادرگاه camp :
محل اقامت و قرار دادن وسایل در یک برنامه کوهنوردی بزرگ.
 پایگاه base camp :
 نخستین بارگاه که در پایین کوه برقرار می شود و معمولا بزرگترین بارگاه و محل تدارکات رسانی برای بارگاه یا چادر های بالا تر است.
 جانپناه bivouac hut :
پناهگاه کوچک، پناهگاه اضطراری . محلی برای شب مانی و استراحت بدون امکانات آب و وسایل راحتی.
شب زده be knighted :
گروه یا فردی که ضمن صعود یا بازگشت به شب برخورد میکند و مجبور به شب مانی می شوند (در مقابل آن شب مانی با برنامه است )
 شب مانی bivouac :
گذراندن شب در فضای باز کوهستان یا در یک غار برفی یا در یک کیسه شب مانی.
میسر یابی route finding :
 فن پیدا کردن راه صعود در کوه یا روی صخره ها می باشد و از اساسی ترین فنون کوهنوردی بشمار می رود.  
مسیر نما topo:
(مخفف topographic picture) عکس کوه یا صخره که روی آن مسیرها مشخص شده اند.
 پاکوب:
 راهی که در کوه بر اثر تکرار حرکت کوهنوردان درست شده است. کوهها و ارتفاعات ايران دارای مسیر هایی است که عمومأ بر اثر تردد زياد كوهنوردان ایجاد شده و به آنها پاكوب یا مالرو می گویند که عموما داراي  شيب مناسبي نيز هستند كه بهترين مسير براي صعود به قلل مي باشند.
 مسیر سنگی rock climb  :
مسیری بر یک صخره که صعود آن نیاز به طناب و کاربرد مهارتهای ویژه دارد .
 مانع سنگی barre rocheuse:
 صخره یا توده سنگی پرشیب که معمولا ضمن پیش راهپیمایی با آنها برخورد می شود و دستیابی به بخشهای بالایی کوهستان را دشوار می سازد.
 سنگ پیمایی scrambling :
 با دست و پا بالا رفتن . صعود صخره های شکسته و ساده که معمولا نیاز در آن نیاز به استفده از طناب نیست.
شتر سواری :
 روش صعودی که در آن فرد پاهای خود را در دو سوی گرده یا یال بارک گذاشته و با کمک رانهاو دستها به جلو می رود.
سنگ کوتاه (Rock) :
سنگهاي بزرگ و يكپارچه ؛ تخته سنگهايي كه داراي شيب تند بوده و كمتر از يك طول طناب ارتفاع دارند.
 دیواره (Wall ) :
دیواره یا پرتگاه به صخره کاملا عمودی و صاف که دارای سنگ های یک پارچه با شیب زیاد بوده و برای صعود به آن به بیش از یک طول طناب نیاز باشد می گویند.
کلاهک overhang :
 سطح سنگ یا یخی خیلی وسیع با شیب بیش از 90 درجه ( شیب منفی) .
 طاق ، سقف  roof :
 چنانچه کلاهک کاملا با زمین موازی و بصورت 180 درجه باشد کلاهک کامل یا سقف خوانده می شود و حالتی شبیه به سقف یک اطاق پیدا دارد .
طاقچه ledge :
 محل تخت روی دیواره ، جایی که می توان روی آن ایستاد.
 بزرو gangway:
 طاقچه شیبدار در عرض یک سطح سنگی . اگر شیب آن به سمت بیرون باشد یا دیواره بالای آن شیب منفی داشته باشد رد کردن آن بسار دشوار است .بزرو ها رامیتوان با قرار دادن یک دست و یک پا روی آن و خزیدن به بالا صعود کرد.
 گیره hold :
بر جستگی و فرورفتگی های سنگ که با گرفتن آنها یا پا گذاشتن روی آنها از سنگ بالا می روند.
لبه :گیره بلند و باریک
 شکاف :
شکاف ها بسته به اندازه ، دارای نامهای مختلفی هستند. که به ترتیب اندازه : انگشتی، دستی، مشتی، بدنی، تنوره
معبر، دهلیز و تنوره :
 مجرا و بریدگی های روی دیواره ها هستند.
 تنوره chimney:
بریدگی در یک صخره که پهن تر از شکاف و بارکتر از دهلیز است(یک انسان درو آن جا شود)
دهلیز gully:
پاگستری bridging :
 باز کردن پاها و دست ها و فشار دادن آنها به دیواره دو سوی تنوره یا دو سطحی ها برای بالا رفتن.
 منقار سنگی ، برج سنگی ، سوزنی یا شاخک :
سنگی که بصورت برجسته از صخره بیرون زده باشد و با دیواره موازی باشد منقار سنگی نامیده می شود  اگر این سنگ برجسته اندازه بزرگی داشته باشد سوزنی یا شاخک و اگر اندازه آن خیلی بزرگ باشد مثلا حدود 50 متر برج سنگی ( pinnacle)( ستون سنگی که در بخشهای بالایی باریک می شود) نامیده می شود .
 دماغه nose :
 لبه برآمده و کم وبیش عمود سنگ شبیه جرز دیوار . ممکن است فقط چند متر و یا صدها متر ارتفاع داشته باشد (مانند دماغه ال کاپیتان) سنگ-گوه ای که از تنوره بیرون زده و حالتی شبیه به یک لوله توپ پیدا کرده.
 باد پناه  leeward:
سمتی از یال یا کوه که در مقابل وزش باد نیست ( مقابل آن باد گیر windward)
 واریزه scree :
توده سست سنگ و شن در دامنه کوه یا درون دهلیزها ؛ که به آنها شن اسکی هم می گویند. این شیب ها دارای منبع شنی نرم بوده و پا درون آن فرو می رود. معمولا پایین آمدن از این شیب ها ساده است ولی بالا رفتن از آنها بسیار خسته کننده و باید تا حد امکان از صعود در این اجتناب نماييد چرا که با صرف انرژي زياد مسافت کمي را خواهيد پيمود . در اين جور مکان ها بايد جايي را انتخاب کرد تا شخص به عقب ليز نخورد، هنگام پايين آمدن از اين نوع سطوح بايد گام ها سریع و بدون مکث باشد، بصورتی که ابتدا پاشنه وارد شن شود.
 تختگاه plateau: قسمت صاف روی دامنه یا کمرکش کوه
 چاک rift  : دالان با دیواره های موازی و مستقیم.
 سنگ چین ،منار  cairn:
توده سنگ که برای مشخص کردن راه یا قله روی هم چیده شده اند.
گدار: کم عمق ترین جای رود  محل مناسب برای عبور از آب (با کفش و زاویه 45 درجه) استفاده از طناب در صورت جریان تند.
تنداب rapid :
 بخشی از رودخانه که دارای شیب تند و ناگهانی است . رودخانه های زیرزمینی (در غارها) نیز ممکن است دارای تندآب باشد .
 کارگاه ، نقطه حمایت belay point  :
محلی که نفر حمایت کننده از آنجا شخص صعود کننده را حمایت می کند.
 فرود آزاد free abseil :
 فرود از بالای یک کلاهک بصورتی که بدن در فضا معلق می شود.
 آمفی تئاتر amphitheatre :
اصطلاحی که در بریتانیا بکار می رود و به چال کوچکی اطلاق می شود که گرداگرد آن می توان سنگنوردی کرد.
آشنایی با عوارض و اصطلاحات سنگنوردي
 روش هاي صعود در سنگ نوردي :
صعود طبيعي و مصنوعي :  در نوع طبيعي طناب و ابزار تنها نقش حمايتي دارند تا در صورت سقوط فرد طول سقوط و شدت ضربه وارده را كاهش دهند و هيچ كمكي به شخص در صعود نمي كنند . ولي در نوع مصنوعي فرد ممكن است بر روي طناب بنشيند يا از ركاب براي صعود استفاده كند در واقع گاهي اوقات دست و پاي فرد وزن وي را تحمل ننموده و استراحت مي كنند و وزن وي بر روي ابزار و طناب و مياني ها است . اين روش بيشتر در مسير هاي بسيار صاف و بدون گيره و يا كلاهك ها و شيب هاي منفي استفاده مي شود .
در ديدرس on sight :
 به معني صعود بدون سقوط از مسيري است كه فرد قبل از صعود هيچ شناختي از آن نداشته است و همين طور هيچ كس را قبلا در حال صعود بر روي مسير هم نديده است ؛ شبيه مسابقات سنگنوردي داخل سالن .
فلش flash :
 نسبت به روش قبلي انسان اطلاعاتي درباره مسير دارد . بعضي مواقع هم از بتا فلش صحبت مي شود كه به معني اينست كه كسي اطلاعاتي در مورد مسير داده است ؛ مثل جاي گيره هاي اصلي و غيره .
نقطه قرمز  red point :
 به معني صعود بدون سقوط از يك مسيري است كه فرد قبلا در آن تمرين كرده و اطلاعاتي از آن دارد .
نقطه صورتي pink point :
 مانند نقطه قرمز است ولي قبلا مياني ها و اسلينگ ها در مسير كار گذاشته شده اند .
يو يو  yoyo :
 صعود آزاد مسيري با يك يا چند سقوط . بعد از هر سقوط شخص به نقطه اي كه فقط بتواند بايستد آورده مي شود و با دستش حق ندارد چيزي را بگيرد و طناب در مياني ها باقي مي ماند .
حمايت از بالا  top rope :
 صعود بدون سقوط از يك مسير با حمايت طناب از بالاي مسير يا در حقيقت صعود آزاد با حمايت از بالا ( قرقره اي ) . در اين حالت بعد از هر سقوط شخص به نزديكترين نقطه اي كه ميتواند بايستد ولي از دستهايش استفاده نكند فرود آورده مي شود .
سگ آويزان hang dog :
 صعود آزاد از يك مسير كه بعد از هر سقوط فرد از همان محل صعود خود را ادامه مي دهد .
 بر اساس نوع و ارتفاع ديواره يا سنگ نيز يك تقسيم بندي  وجود دارد كه به شرح زير مي باشد :
 سنگ كوتاه bouldering :
 يك نوع سنگ نوردي قدرتي و تمريني بر روي سنگ هاي كوتاه 2 تا 10 متر كه بدون ابزار و طناب انجام مي شود . در اين رشته مسابقاتي نيز برگزار مي شود .
ديواره بلند big wall :
 ديواره هاي بلندي كه براي صعود بيشتر از يك طول طناب ( 50 متر ) لازم است و گاهي چند روز طول كشيده و سنگنوردان شب را در ميان ديواره در طاقچه اي طبيعي يا مصنوعي مي خوابند . در ايران مي توان به ديواره علم كوه - ديواره بيستون كرمانشاه - ديواره هاي اخلومد مشهد و ... و در آمريكا به ديواره هاي بيش از 1000 متر پارك و دره يوسميت اشاره كرد .
داخل سالن indoor climbing :
 اين رشته سنگنوردي بر روي ديواره هاي پيش ساخته چوبي - فلزي و يا فايبرگلاس و در داخل سالن هاي سرپوشيده انجام مي شود و كاربرد آن بيشتر در برگزاري مسابقات و تمرين در شرايط محيطي يكسان در تمام طول سال مي باشد . در اين رشته امكان ابزار گزاري وجود ندارد و صعود كننده تنها اسلينگ را در مياني ها و رول هاي از قبل نصب شده مياندازد .
سنگنوردي ورزشي sport climbing :
در اين رشته كه عموميت آن در ديواره اي كوتاه است ؛ سنگنورد از ابزار براي كار گذاشتن مياني استفاده نمي كند و قبلا در مسير صعود رول ثابت كار گذاشته شده است . ايمني و سرعت عمل در اين رشته بالا است و نيازي به انواع ابزار گرانقيمت ( گوه - فرند - تراي كم - ... ) براي كار گذاشتن مياني ها نيست و امكان صعود براي افراد بيشتري وجود دارد . اشكال اين كار نيز از بين رفتن زيبايي سنگ است چون رول ها براي هميشه بر روي مسير باقي مي مانند .
سنگنوردي سنتي traditional climbing :
 مخالفان رشته قبل هستند كه از كليه ابزارهاي غير ثابت براي كار گذاشتن مياني ها استفاده مي كنند و نفر آخر همه مياني ها را از مسير جمع كرده و آثاري از صعود در مسير باقي نمي ماند . اشكال كار در حمل ابزارهاي سنگين و دست و پاگير و گراني است كه بايد با نوع كار گذاري هريك كاملا آشنايي داشت .
ابزار خشك / يخ و سنگ dry tooling :
 رشته اي است بين سنگنوردي و يخنوردي كه به قدرت و مهارت زيادي نياز داشته و تقريبا سخت ترين رشته كوهنوردي در حال حاضر است . در اين رشته با ابزار يخنوردي يعني كرامپون و تبر يخ از مسيري صعود مي شود كه ممكن است بيشتر آن عاري از برف و يخ باشد . يعني فرد بايد با كرامپون و تبر يخ سنگنوردي كند ! يك نوع يخنوردي بدون يخ كه در نتيجه ابزار شما خيس نشده و خشك مي ماند .
انفراديsolo :
 صعود از سنگ به تنهايي كه در اين صورت فرد بايد كار نفر دوم يا حمايتچي را نيز خود انجام دهد . اين روش بسيار نفس گير و زمان بر و قدرتي است . يك روش بدين صورت است كه فرد سر طناب را در كارگاه اول گره زده و طناب را با يومار به كمر خود وصل كرده و در طول صعود مياني ها را كار گذاشته و با يومار به خود طناب ميدهد و طناب را در مياني ها مي اندازد تا به كارگاه دوم برسد . آنجا طناب را به كار گاه دوم ثابت كرده و با اضافه طناب در صورتي كه تنها نصف طناب را صعود كرده باشد و يا با يك طناب ديگر تا كارگاه اول فرود آمده و هنگام صعود مجدد با يومار تمام مياني ها را جمع مي كند ! در واقع هر طول طناب را بايد دوبار صعود كند و يكبار هم فرود بيايد .
انفرادي آزاد free solo :
 كساني كه حوصله كار هاي فوق را ندارند فقط با يك جفت كتاني و يك كيسه پودر اقدام به صعود مي كنند ! در اين رشته كه بيشترين سرعت را دارد فرد از هيچ نوع وسيله حمايتي برخوردار نيست و اولين سقوط آخرين دقيقه عمر خواهد بود . اين رشته بيشتر از قدرت به روحيه قوي نياز دارد . شايد ديوانگي بنظر رسد ولي چنين ديوانه هايي وجود دارند كه پس از چندين بار صعود و فرود و تمرين بر روي يك مسير مشخص اقدام به صعود آزاد مي كنند البته چند تن از بهترين سنگنوردان جهان در چنين اقدامي جان خود را از دست داده اند .آشنایی با عوارض و اصطلاحات یخ و برف
 یخ (Ice) :
 شکل جامد آب با تراکم تقریبی 0,9 گرم در هر سانتیمتر مکعب به گونه ای که روی آب شناور می ماند. یخ همچنین به شکل بلورهای کوچک مانند برف (Snow) – تگرگ (Hall) و یخ بندان (Frost) به وجود می آید.
برف (Snow) :
 بخار آب موجود در درجه های زیر صفر به شکل بلورهای یخ با ساختاری ظریف و پرمانند تشکیل می شوند به نام برف . برف ممکن است به شکل بلورهای منفرد و یا به صورت تکه های بزرگ که از طریق اختلاط تعداد زیادی بلور ایجاد شده بارش کند. برف غالبا در هنگام نزول خود به باران تبدیل می شود.
یخچال Glacier :
 رودخانه ای از توده یخ ( گاهی به ضخامت 300 متر ) که از برف انباشده می شود . در سطح شیب دار بالای کوه ها یا گودال ها به وجود می آید. وزن برف باعث می شود تراکم این توده زیاد شود و به سوی دره های پایین تر به آرامی حرکت کند. سرعت آن از چند سانتی متر تا چند متر در روز متغییر است . حرکت یخچال بر روی زمین های نا صاف باعث به وجود آمدن شکاف های عمیق یا عوارضی چون یخشار و برج یخی روی سطح یخچال می شود.
یخچال خشک dry glacier :
یخچال بدون پوشش برف (مثلا در تابستان) که شکاف های ان پیداست و در نتیجه عبور از آن کم خطر است.
یخشار (Ice Fall) :
 به یخچالی گویند که از فراز یک شیب آویزان شده است. قسمت های شیب دار یک یخچال که تغییر ناگهانی شیب باعث شده است که شکاف های یخچالی در جهات مختلف پیش رفته و سطح یخ را از میان بریده و آن را به توده ای از برج های یخی تبدیل کنند. یخشار یخچال معروف خومبو در زیر قله اورست مشهور ترین مثال یخشار است.
 برف چال / پهنه برف Snow Field :
چاله های کم عمق در نواحی کوهستانی و سرزمین های پر فراز که برف از آن انباشته شده و دارای سطحی تقریبا هموار می گردد.
برفاب slush :
 برف در حال آب شدن ، راهپیمایی در این برف بسیار خسته کنده است .
دیگ چال kettle hole :
گودال یا حفره ای که معمولا پر از آب است و به سبب ذوب شدن یخ ها یی که در آنجا وجود داشته پدید آمده است
یخرفت Morain :
 خرده سنگ و مواد دیگری که بر اثر عمل یخچال های طبیعی بر جای می ماند . یخرفت به گونه های کناری ؛ میانی ؛ زمینی و پایانه ای ( پیشانی ) تقسیم می شود .
تله برفی ( Snow Trop) :
 برفی ناپایدار و کم ضخامت که روی شکاف های برفی – تنوده های یخچالی را پوشانیده و در صورت گام نهادن بر روی آن می کند.
برف پل snow bridge :
 پلی از برف که روی شکاف یخچال یا رودخانه را پو شانده است.
شکاف یخچالی (Crevasse) :
شکافی عمیق در سطح یخچال که به سبب فشار داخلی یخچال به جلو پیشروی می کند. شکاف یخچالی یکی از خطرناک ترین خطرات در کوهنوردی است . بعضی از آن ها بوسیله پل برفی یا تله برفی پنهان می شوند .
اتاق برفی ، غار برفی snow cave:
حفره و پناهگاه موقتی که توسط کوهنورد در برف کنده می شود و می تواند برای بیتوته (بیواک) مورد استفاده قرار گیرد.
برف مرز snowline:
 ارتفاع تقریبی در یک کوهستان که از آن بالا تر برف دائمی وجود دارد .
نقاب (Cornic) :
 توده ای برف که از بالای خشاب (خط الرس) یا یال جلوتر آمده باشد.
بهمن  avalanche :
 ریزش انبوه مواد از دامنه کوه . انواع دیگری مانند بهمن یخ ، بهمن سنگ وخاک و... نیز وجود دارد.
 یخ نوردی Ice –climbing :
از مهمترین بخشهای تکنیک کوهنوردی است . آنچه که در این شاخه ی کوهنوردی همیشه به عنوان یک اصل عمل می شد کندن جا پا توسط کلنگ روی یخ بود که عمدتا حرکتی زیگزاکی را صورت می دادند.مهمترین تحول در این ارتباط ایجاد کرامپون بود که اجازه می داد مسیرهای دارای شیب زیاد را بدون کندن جاپا و زیگزاک زدن صعود کرد.نامناسب بودن کلنگ های بلند روی مسیرهای پر شیب عملا سبب متداول شدن کلنگ های کوتاه در دهه 50 در آلپ شد.اساس این تکنیک بر زدن نوک کرامپون درون یخ و زدن کلنگ کوتاه بود.
برف کوری (Snow blindness) :
فقدان یا تیره شدن بینایی به دلیل انعکاس تابش شدید خورشیدروی برف یا یخ . هرچند این عارضه موقتی است اما چنان دردناک است که کوهنورد را از ادامه برنامه باز می دارد.
برف گیجه White-out :
 حالتی از گیجی که به علت ریزش شدید یا پوشش کامل برف همراه با توفان به انسان دست می دهد و انسان نمی تواند جهت را به درستی تشخیص دهد.
 آشنایی با عوارض و اصطلاحات غار
غار فعال active cave : غاری که دارای جریان آب است.
تالار chamber : فضای باز درون غار.
دالان gallery: مجرای درون غار.
چاه : دالان یا مجرای عمودی غار.
چاه-غار pothole :
 غار چاه مانند (حفره کم و بیش عمودی) یا غاری که بیشتر طول آن را چاهها تشکیل می دهند.
آب گذر duck : دالان پر آب و کوتاه در غار که در بالای سطح آب هوای کمی دارد.
منابع: فصل نامه کوه ،کتب کوهنوردی، 

تاريخ : یکشنبه یکم آذر ۱۳۹۴ | 22:43 | نویسنده : سلیمانپور |